ریشه این کلمه بر می گردد به زبان اسپانیایی، زمانی که جامعه اسپانیا توسط نظامهای فئودالی اداره می شده . این واژه در زبان اسپانیایی به معنی کسی است که در راس نظام قدرت قرار دارد و فرمان ،فرمان اوست با توسل به زور و قدرت نظامی و کسی حق مخالفت ندارد .

این کلمه در ارتباط با نظامهای دیکتاتوری نظامی امروز نیز بکار گرفته می شود .کشور هایی که با این نظام اداره میشدند تطبیق دقیق دیکتاتوری نظامی بودند – از جمله عراق با ریاست صدام حسین ،لیبی با ریاست قذافی ،مصر با ریاست حسنی مبارک ،حتی ایران با ریاست رضا خان و امثال اینها. که همه ی این نظامهای اشاره شده فوق منسوخ شده و در نتیجه از بین رفتند اما این بدین معنی نیست که دیکتاتوری از بین رفته است بلکه تغییر شکل داده و به حیاط خود ادامه میدهد .

شکل ملموس آن در کشورهای عربی از جمله عربستان - نمونه بارز این نوع حکومت - مشاهده می شود که بصورت پادشاهی و سلطنتی است.و اما شکل پیچیده آن مربوط به نظامهای سرمایه داری لیبرالیسم که به ظاهر شکیل ،انسانی و  خیلی زیبا  دموکراتیک جلوه میکند .در رأس  این نظام حکومتی ایالات متحده امریکا قرار دارد که خود را مهد و پرچم دار دموکراسی معرفی می کند .

توضیح آن سخت است و باورش سختر .

بزرگترین شیوه کنترل این است که شما تصور کنید آزاد هستید در حالی که اساسا اینطور دیکته شده و اداره شده اید که چنین تصوری داشته باشید .

یک شیوه از دیکتاتوری ، بودن در سلول زندان است در حالی که شما می توانید میله ها را ببینید و لمس کنید (دیکتاتوری نظامی)اما نوع دیگرش این است که در زندان بنشینید ولی میله ها را نبینید و تصور کنید که آزاد هستید . از نگاه تاریخی کنترل و اداره نظرات سیاسی سلاح اصلی فراماسون ها برای کنترل گرفتن کشور ها و دولتها    بوده است .به محض اینکه حکمرانان و سیاستمداران یک کشور تحت کنترل در آمدند ، قوانین و ساختار سیاسی آن کشور می تواند مطابق با دستورات آنها کنترل شود.

اگر چه محدود کردن بدن ،الزاما به معنی محدود کردن ذهن نیست ، ماسون ها دریافتند که طرح آنها برای تشکیل دولت جهانی منوط به مطیع ساختن توده های مردم در برابر دستوراتشان است و در نتیجه ، از بین بردن موانع اهدافشان و بزرگترین تهدید برای نقشه آنها که از هر ارتشی و هر قانونی خطرناکتر است خطر ذهنی است که بتواند آزادانه تفکر کند. برای از بین بردن این تهدید و رسیدن به اهداف ماسون ها یکی از گستاخانه ترین نقشه های تاریخ را طراحی کردند و آن کنترل کامل بر تمام جنبه های زندگی انسان است. سلاحی که از آن استفاده می کنند رسانه های تصویری ، ماهواره و تلویزیون که در خانه ی همه ما وجود دارد و از طریق آن مردم را شستشوی مغزی می دهند، بدون اینکه حتی مردم متوجه شوند.

به نظر من این شکل نوین و کاملا پیچیده ی حاکمیت بر جوامع  از نوع دیکتاتوری است که به مراتب خیلی خطرناکتر از نسخه های قدیمیتر آن است. یک مثال ساده برای روشن شدن قضیه .

قورباغه هایی که زنده زنده آب پز شدند: چند قورباغه را در ظرفی پر از آب جوش انداختند، آنها خیلی سریع از آب

جوش به بیرون پریدند و خودشان را نجات دادند. وقتی همین قورباغه ها را در ظرف آب سرد قرار دادند و آرام آرام آب را به

حد جوش رساندند همه آنها در آب جوش کشته شدند چون نتوانستند عکس العملی به همان سرعت نشان دهند.

نتیجه: ما می توانیم تغییرات ناگهانی را بفهمیم و متقابلآ عکس العمل نشان دهیم اما وقتی این تغییرات در دراز مدت انجام

می شوند وقتی متوجه می شویم که دیگر خیلی دیر است. یادمان باشد، نه عادت های بد یک شبه وجود کسی را فرا می

گیرد و نه کسی یک شبه فرد دیگری می شود، همه چیز پله پله انجام می شود.

 

در جوامع امروزی ، مردم بیشتر وبشتر وقتشان را صرف رسانه های مدرن میکنند.تلویزیون ،سینما ،بازیهای کامپیوتری ، اینتر نت ،داستانها و موسیقیهای معروف ، جزو مهمی از زندگانیشان شده است و در عین حال ،اینها گستره ی عظیمی از اطلاعات را عرضه می کنند که شما بصورت خود آگاه یا ناخود آگاه ، آنها را در ذهن خود جای میدهید .اطلاعاتی در مورد جامعه ، از ایده آل ها ،اخلاقیات و تفاوت خوب وبد ... تا روشی که اجتماعات و اقتصادها سازماندهی می شوند ، هر روز از مقابل دیدگان مردم میگذرد.

این رسانه ها با ارائه دیدگاه های خاصی نسبت به جهان و هر چه وجود دارد نقش مهمی در تعیین مبانی ایفا میکنند بنابراین هر گروهی بر اطلاعاتی که منتشر می شود کنترل کامل داشته باشد قدرت کاملا موثری دارد تا بتواند تقریبا به تمام مردم جهان ، طرز فکر مورد نظر خود را القا کند. واین در حقیقت روشی است که فراماسون ها عمل می کنند .

فراماسون ها به صورت ویژه  از صنعت سرگرمی برای فضا سازی در جهت کنترل طرز تفکر مردم استفاده می کنند .چه به صورت آشکار و یا ناخودآگاه . گرچه روشهای مورد استفاده متفاوت است ،ولی هدف یکی است و آن هدف ،تحمیل عقائد ، جهان بینی و اهدافشان بر شما است طوریکه شما فکر میکنید که آنها ،افکار خودتان است.اثبات این موضوع را به راحتی می توانید پیدا کنید. تنها کاری که باید انجام دهید این است که تحقیق کنید چه کسانی صاحبان رسانه در جهان هستند.